محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

150

تحفه خانى ( فارسى )

چه بواسطهء تبريد قوى حرارت محتقن مىشود زيرا كه برودت عضو تكثيف مىيابد و مسامات مسدود مىشود بلكه اقتصار و اكتفا بر ادويه حاليه مبرد قليل البرد مثل عرق كاسنى كه در برودت در اول درجه است و اگر امثال او كافى نباشد پس آنچه معتدل است بايد كرد و اگر اين نيز كافى نباشد پس آنچه حرارت لطيفه داشته باشد و بسيار است كه فرط لطيفه مانع از نضج اخلاط حاره است و ببايد دانست كه تسخين سوى مزاج بارد كه هرگاه كه برد استحكام يافته باشد صعب است و عسير الزوال زيرا كه تابع فناى حرارة غريزيست كه منشاء حياتست و در ابتدا سهلست و سريع الزوال واجبست « 1 » از تبريد سوى مزاج حار مستحكم زيرا كه اينجا مانع فناى حرارت غريزى كه سبب و مقوى حياتست نيست چه باردات سورت حرارت منكسر مىشود و سوء المزاج حار باعتدال مىآيد اما آنجا كه سوء المزاج بارد مستحكم شده باشد و بر حرارت غريزى استيلا يافته باشد بايراد اشياى حار كم است كه بصلاح آيد و بعضى بصلاح شود و ببايد دانست كه مزاج شيخ و پسر هرگاه كه محتاج تبريد و ترطيب شود يعنى غلبه حرارت شيخ احساس كرده شود هرآئينه درين مقام از حرارت متضرر و محتاج تبريد و ترطيب خواهد بود و درين حين كافى نيست او را از تبريد و ترطيب مقدارى كه باعتدال آيد بلكه در تبريد و ترطيب تجاوز بمزاج بارد رطب مىآيد كه واقع شود زيرا كه اگرچه اين مزاج او را عرضيست اما مثل شده است . [ 74 ] مقاله در بيان آنكه كيفيت و وقت و صواب استفراغ كدام است و ببايد دانست كه اشياى معالجات بر صواب حكم استفراغ مىكند مراعات او ده چيز است اول امتلاست از خلط و اگر خلا باشد مانع از استفراغست

--> ( 1 ) ن - اصعب